السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

303

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

ما بالغير در صورتى كه اتصاف شىء به هريك از وجوب ، امتناع و امكان از ناحيهء ذات آن نبوده بلكه به سبب امرى خارج از ذاتش باشد ، آن ماده ، « بالغير » ناميده مىشود . پس اگر « الف » به لحاظ ذاتش نه اقتضاى وجود داشته باشد و نه اقتضاى عدم ، اما به سبب امرى خارج از ذات ، وجود براى آن ضرورى شده باشد ، در اين صورت « الف » واجب بالغير خواهد بود ، يعنى غير به آن وجوب وجود داده است . و به عكس اگر عدم براى « الف » كه ذاتا ممكن است ، به واسطهء امرى خارج از ذاتش ضرورى شود ، در اين صورت « الف » ممتنع بالغير خواهد بود ، يعنى امتناع وجودش از ناحيهء غير است نه از جانب خودش . ما بالقياس وجوب ، امتناع و امكان بالقياس در جايى است كه شىء در مقايسه با امرى ديگر ، يعنى در يك فرض و زمينهء خاص ، به يكى از اين امور متصف شود . يعنى كار نداريم كه مثلا « الف » واقعا وجود برايش ضرورت دارد يا ندارد ، و اگر وجود برايش ضرورت دارد اين ضرورت ، از ناحيهء خودش هست ( وجوب بالذات ) و يا از ناحيهء غير ( وجوب بالغير ) ، بلكه مىخواهيم ببينيم مثلا اگر « ب » موجود باشد ، در فرض وجود « ب » ، آيا « الف » ضرورتا موجود است و نمىتواند موجود نباشد و يا ضرورتا معدوم است ، و يا هم مىتواند موجود باشد و هم مىتواند موجود نباشد . در صورت نخست ، « الف » در مقايسه با « ب » ، وجوب بالقياس و در صورت دوم ، امتناع بالقياس و در صورت سوم ، امكان بالقياس دارد . به بيان ديگر ، هرگاه دو چيز را باهم مقايسه كنيم يا علاقهء لزوميه ميان آنها برقرار است و يا علاقهء عناديه و يا اين‌كه نه علاقهء لزوميه ميان آنها برقرار است و نه علاقهء عناديه . در صورت اول ، رابطهء ميان آنها وجوب بالقياس و در صورت دوم ، امتناع بالقياس و در صورت سوم ، امكان بالقياس مىباشد . « 1 »

--> ( 1 ) . در واقع هريك از وجوب ، امتناع و امكان بالذات و بالغير ، بيان‌كنندهء نحوهء رابطهء ميان موضوع و محمول در قضيهء -